هامفري (مستر همفر)

6

مزدوران انگليس، خاطرات همفر جاسوس انگليس در كشورهاى اسلامى (فارسى)

روزى كه در اين وزارتخانه وارد شدم ، مورد اعتماد و اطمينان وزير قرار گرفتم و مسئوليّت شركت هند شرقى به من واگذار شد ، مأموريّت اين شركت هم به ظاهر كارى جز بازرگانى نبود ؛ ولى در واقع هدفش اتّخاذ راههايى براى تحت سلطه درآوردن هند و سرزمينهاى دوردست شبه قارّهء هند بود . حكومت انگليس ، از آن رو كه اقوام و نژادهاى مختلف با اديان گوناگون و زبانهاى متفاوت و خواسته‌ها و مصالح پراكنده در هند ، زندگى مىكردند نسبت به اين كشور ، خيالى راحت و مطمئن داشت ، همان گونه كه نسبت به كشور چين از لحاظ غلبهء آيين بودا و كنفوسيوس بر اين بلاد ، نگرانى نداشت . بريتانيا از قيام صاحبان آيين هند و چين نگران نبود ، زيرا آيين بودا و كنفوسيوس ، ديگر رمقى نداشت و تنها به جنبه‌هاى روحانى مىانديشيد و به ظواهر مادّى زندگى بىتوجّه بود ، پس خوفى از قيام آن دو نبود ، به همين جهت بعيد بود كه روزى مردم اين دو سرزمين پهناور را شور و احساسِ وطن‌پرستى به هيجان آورد و براى همين ، حكومت بريتانياى كبير ، كمترين نگرانى را از اين دو منطقه ، به دل راه نمىداد . آرى ، ما از امكان تحوّل در آينده غافل نبوديم به همين جهت ، برنامه‌هاى دراز مدّت داشتيم تا تفرقه ، جهل ، فقر و احياناً بيمارى را در اين بلاد گسترش دهيم و براى ما دشوار نبود كه خواسته‌هاى خود را در زير پوشش خواسته‌هاى اهالى اين سرزمينها پنهان و پوشيده داريم بطورى كه ظاهرى فريبنده و جذّاب و در عين حال باطنى متين و استوار داشته باشد تا هم ما به مقصود خود رسيده باشيم و هم آنها ما را خيرخواه خود گمان كرده باشند و با ما به ستيزه و خصومت برنخاسته باشند و ما مثَل بودائى قديمى را كه مىگويد : « تلاش كن كه بيمار دارويش را دوست داشته باشد ، اگر چه تلخ باشد » دقيقاً به كار مىبستيم .